آشنایی با شخصیت مردم گریز - پرهیز مدار : بخش چهارم
کوشا در نکوهش خویشتن
دکتر بهنام اوحدی*
www.iranbod.com
افزون بر آن چه که پیش تر گفته شد ، مردم گریز – پرهیز مدار ( اوویدنت ) ها جریانی از فکرهای خودکار دارند که در سمت و سوی منفی ، آن چه که رخ خواهد داد را پیش بینی می نمایند : « من هیچ چیز برای گفتن نخواهم داشت » ، « من یک ابله از خودم خواهم ساخت » ، « او مرا دوست نخواهد داشت » ، « او به نقد و نکوهش من خواهد پرداخت ». ایشان ممکن است از این فکرها کاملن آگاه باشند یا نباشند. آن ها ممکن است از رنج و ملالی که این فکرها برمی انگیزد ، خبردار و هشیار باشند؛ با این وجود ، شرایط از سوی شخصیت مردم گریز – پرهیز مدار پذیرفته می شود و به جای آن که درستی شرایط به آزمون نهاده شود ، فرد به گونه ای کنش مند ( فعال ) از آن گونه ایستارهای اجتماعی که می پندارد در آن ها فکرها و اندیشه های خود پرسش ( انتقاد ) گرانه و رنج و ملال سر بر می آورند ، می گریزد.
باورهای شخصیت مردم گریز – پرهیز مدار به ارزیابی های ناکارآمد درباره ی روابط با دیگران می انجامد. این گونه مردمان چنین باور دارند که از بنیاد دوست داشتنی نیستند اما چنان چه بتوانند « خود واقعی » شان را پنهان نمایند ، ممکن است این توانایی را پیدا کنند که دیگران را دست کم برای اندکی ، ولو یک لحطه ، فریب دهند. آنان می پندارند که نمی توانند به هیچ کسی اجازه دهند که بدان اندازه به آن ها نزدیک شود که بفمهد آن چنان که خودشان می دانند ، ناشایست ( بی کفایت ) ، دوست نداشتنی ، و مانند آن هستند. پنداشت های زیرساختاری اینان مواردی هم چون « من باید یک نمای بیرونی دلچسب برای دیگران بیارایم تا مرا دوست داشته باشند » ، « اگر دیگران واقعن مرا می شناختند ، دیگر مرا دوست نمی داشتند » ، « آن هنگام که آنان مرا بشناسند ، خواهند دید که من واقعن فرومایه ( حقیر ) هستم » و « نزدیک شدن به من و دیدن واقعیت من برای مردمان خطرناک است » را در بر می گیرد.
پنداشت های معمول اینان درباره ی آن چه ایشان باید برای نگاه داشتن روابط دوستانه انجام دهند ، چنین درون مایه هایی دارد: « من باید او را همه گاه راضی و خشنود نگاه دارم » ، « او مرا تنها در صورتی دوست خواهد داشت که من هر آن چه او می خواهد انجام دهم » ، « من نمی توانم نه بگویم ».
از این رو اینان ممکن است به گونه ای پایدار و ماندگار از جسارت و قاطعیت ورزیدن خودداری نمایند : « اگر من حتا یک اشتباه کنم ، او همه ی آن نمایی را که از من در ذهن دارد ، به چالش خواهد کشید » ، « چنان چه من ناخشنودی او را بر آورم ، او به دوستی مان پایان خواهد داد » ، « او متوجه هر گونه کاستی ( عیب و نقص ) من شده و مرا طرد خواهد کرد ».
مردم گریز – پرهیز مدار ها در ارزیابی واکنش های دیگران دشواری دارند. آن ها ممکن است واکنش های طبیعی و حتا مثبت دیگران را بد برداشت نموده و پاسخ هایی منفی بپندارند.
همانند بیماران دچار ترس و هراس های اجتماعی ، برخی آدمیان دارای ویژگی های پر رنگ و به ویژه اختلال شخصیت مردم گریز – پرهیز مدار مستعد آن هستند که بر فکرهای منفی ، احساس ها ، و واکنش های فیزیولوژیک درونی خودشان بیش تر از حالت و بیان چهره و زبان پیکری دیگران تمرکز نمایند. برای آنان بسیار مهم است که هیچ کس درباره ی شان به گونه ای بد نیندیشد؛ چرا که اینان چنین باوری دارند : « چنان چه کسی درباره ی من دید و قضاوت منفی داشته باشد ، دیدگاه و انتقاد او باید واقعیت داشته باشد ».
ماندن در ایستارهایی که ممکن است در آن ارزیابی شوند ، خطرناک به نظر می رسد؛ چرا که واکنش های منفی و یا حتا طبیعی دیگران باورهای مبنی بر این که آن ها دوست داشتنی نبوده یا دچار کاستی هستند ، را تایید نموده و قطعی می سازند. آن ها معیاری برای آن که خودشان را به شیوه ای مثبت ارزیابی نمایند ، ندارند.
حتا آن گاه که با شواهدی رو به رو می شوند که نشان از این دارد که با دیگران در کشمکش و ستیز نیستند ، باز هم پرهیز مدارها چنین شواهدی را کاستی ( تخفیف ) می بخشند. فکرهای خودکار معمول اینان مواردی هم چون « او می پندارد من شایسته و توان مند هستم ، اما به واقع من او را فریب داده ام » ، « اگر او واقعن مرا می شناخت ، هرگز مرا دوست نمی داشت » ، « او به من نزدیک شده است تا دریابد که من واقعن خیلی دلچسب نیستم » را در بر می گیرد.
پرهیز مدار ها اغلب برخورد ناکارآمدی در برابر احساس ها و هیجان های ملال آور دارند : « من نباید اضطراب داشته باشم » ، « من همواره باید احساس خوبی داشته باشم » ، « دیگران به ندرت دست پاچه ، شرمسار یا هراسناک می شوند و احساس بدی پیدا می کنند ».
پرهیز مدارها چنین می پندارند که چنان چه اجازه دهند که احساس رنج و ملال پیدا کنند ، در این احساس ها آن چنان گیر می کنند که دیگر هرگز از آن بدر نخواهند آمد: « اگر اجازه دهم که احساس هایم رها شود ، فرو خواهم پاشید » ، « اگر احساس بدی پیدا کنم ، از کنترل رها شده و دیگر کارآمد نخواهم بود » ، « اگر اضطرابم آغاز شود ، به بدترین نقطه ام خواهم رسید ».
*روان پرشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی